روزهای شاد آینده

خرید بک لینک
باز هم مریضی به نام خداسه چهار روزه دوباره سرما خوردم و اصلا حالم مساعد نیست .فعلا هم نتونستم روزه بگیرم.و ین اعصابم راخرد می کنه.دوس داشتم از ماه رمضان استفاده کنم ولی همش افت فشار دارم و نمی توم سرپا وایسم نتایج ارشد هم اعلام شده نمی دونم حسن چکار کرد ازش خبر ندارم.خواستم بهش پییام بدم دوباره پشیمونشدم.گفتم بذار تموم بشه.3 روزه دیگه کتابخانه نمیرم و برا همیشه قصد دارم قیدش را بزنم چون داشت بهم ظلم می شود.امروز به ریس زنگ زدم و گفت چرا نمیای گفتم دیگه قیدش را زدم گفت توکل برخدا ی روزهای شاد آینده...ادامه مطلب

ما را در سایت روزهای شاد آینده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: دوشنبه 24 آذر 1404 ساعت: 1:31

به نام خدابازم بعد از ی وقفه طولانی اومدم.بدون هیچ تغییری بدون هیچ پیشزفتی.قرار بود تا ی خبر خوش نداشته باشم دیگه بلاگفا نیام ولی نشد.این روزا فقاعصاب خ ردی هام بیشتر شده.مستامر هنوز خونه را خالی نکرده و من همچنان منتظرم .وسایلی ک برا مهد سفارش داده بودنهمه رسیدن و داخل حیات هستن.از اول خوب بود استقبال داشتم ولی فک میکنم ب دلیل خالی نشدن خونه خیلیا از بچه ها را از دست بدمالبته باز هم توکل برخدا امیدوارم همچی اتفاقی نیفته و بتونم سربلند بشم در میان این قوم مخالف.بحث های دیگه را ترجیح میدم که نکنم و بذارم برای ی وقت دیگه.ب امید روزای خوب و خوش روزهای شاد آینده...ادامه مطلب

ما را در سایت روزهای شاد آینده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: جمعه 30 دی 1401 ساعت: 23:10

به نام خدااین روزا خیلی ذهنم درگیر ایم مسئله اس که آیا انچه در زندگی من رخ میده خیره یا شرآیا واقعا زندگی من تحت تسلط خداست یا اینکه واقعا زندگیم جادو شدهاین اتفاقات اخیر داره باز هم مغزم را دچار تشویش می کنه.خدایا واقعا چه حکمتی پشت این همه ناکامی است.چه چیزی باعث شده که زندگی من از این سرازیری درنمیاد.خدایا ناشکر نیستم ولی فقط سوالم اینه که آیا تو صدای منو می شنوی ؟یا اینکه گفتیبخوانید مرا تا اجابت کنم شما را .خدایا خودت که می بینی 10 ساله من یکسره دارم ازتخواهش می کنم و هنوز یک خواستم را برااورده نکردی.خدایا فقط از این می ترسم که واقعا این سحر و طلسم راست باشن و زنرگی من طلسم شده باشه.و خدایا مگر هم این خودت نبودی که گفتی خدا مکر مکاران را به خودشان برمی گردانند و خدا نکارترین است.پس چرا؟؟؟این دو هفته باز هم دو با رمن را بردی تا کنار ساحل پیروزی و دوباره تشنه برم گردوندی.خدایاباید چه نذری بکنم که نکردم باید چه عهدی ببندم که نبستم.خدایا باید با چه زبانی ازت بخوام کهتا الان نخواستم.خدایا به جون خودت قسم دیگه خسته شدم ی عمره دارم میگم خسته شدمخدایا راه نجات را برام باز کن.خدایا من از تو حاجاتم را می خوام.خدایا باز هم دارم ازت خواهش می کنم.این هفته منتظرم حداقل یک حاجتم را براورده کنی.خدایا وقتی حقم را ازم گرفتن فک کردم چون حقم هست و تو هیچ وقت نمی ذاری حق مظلوم ضایع بشه توکل به خودت کردم و از خودت خواستم در مقابل این همه تلاشم برا حقم تو هم همراهیم کنی ولی می بینم که تو هم در جبهه من نیستی.خدایا تو که یار مظلومی.خدایا باز هم گفتم شاید صلاح تو در این است که سرکار نرم و گفتم خدا اگه از حکمت دری را ببنده از رحمت ی در دیگ روزهای شاد آینده...ادامه مطلب

ما را در سایت روزهای شاد آینده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 130 تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 10:04

به نام خدا

خبر خاصی ندارم ولی دیگه گفتم بیام ی مطلبی بذارم .دلم برا بلاگفا تنگ شده بود.و دلم از خیلی ها

خیلی گرفته.نمی دونم شاید من اشتباه کنم ولی واقعا زندگی خیلی مشکل شده.و بیشتر مردم هستن که

مشکلش کردن.این روزها درگیر مهد کودکم.خوبه خدا را شکر راضیم .هرچند چون مجوز پیش ندارم

احتمال میره تا اولزمستون بچه زیادی برام نمونه.ولی باز خدا بزرگه.کثل همیشه خودم را به دست خدا دادم.

باز هم کوشش برا بدست آوردن حقم شروع شده حالا تا ببینم چی میشه.

به امید زوزها و خاطرات بهتر

روزهای شاد آینده...

ما را در سایت روزهای شاد آینده دنبال می‌کنید

برچسب: با بچه های لجباز چه کنیم,با بچه های پرخاشگر چه کنیم,با بچه های خجالتی چه کنیم,با بچه های ترسو چه کنیم,با بچه های بغلی چه کنیم,با بچه های وابسته چه کنیم,با بچه های تنبل چه کنیم,با بچه ها چه بازی کنیم,با بچه های گلشن,با بچه ها چگونه رفتار کنیم, نویسنده: بازدید: 186 تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 12:00

امروز تصمیم گرفتم از فردا ه 20 شعبان تا عید فطر برا نعبودم بندگی منم به امی اینکه مقبول درگاهش واقع شود و من را در این راه همیاری کند.تصمیم گرفتن از حرف زدن با نامحرم هم اجتناب کنم.به این خاطر به حسن که دوباره مدتیه شروع کردیم به پیام دادن به هم ،هم گفتم تا این مدت بهم پیام نده.بهش گفتم تا این مدت تکلیفمون هم روشن میشه یا یا هم یا بی هم.با تقدیر نمیشه جنگید.دوس دارم فردا روزه بگیرم نمی تونم می شه یا نه.اخه خیلی کم تحمل شدم.می ترسم طاقت نیارم.منی که تا دو سال پیش روزهای اصلیم و فرعیم ترک نمی شود الان توی اصلیشموندم.خدایا خودت کمکم کن.می خوام دوباره بنده روزهای شاد آینده...ادامه مطلب

ما را در سایت روزهای شاد آینده دنبال می‌کنید

برچسب: چله بندگی, نویسنده: بازدید: 202 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 9:21

صفحه بندی